خرید بک لینک
سهتار مجموعه داستانهای کوتاه جلال آل احمد است که عمدهٔ داستانها در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۲۰ نوشته شده است. شاید بشود این کتاب را به سه جور مضمون تقسیم کرد: نقد تعصبات و وسواسهای مذهبی، نقد فضای فقر در ایران با دیدگاه چپ، و سومی تصویرسازی فضای ایران در آن زمانه. در مضمون اول جلال به شدت دچار شعارزدگی و گلدرشتی است؛ خصوصاً در دو داستان وسواس و سهتار. در دومین مضمون تا جایی درخشیده مانند داستان اختلاف حساب اما خوب به سر و شکل داستانها رسیدگی نشده است. مضمون سوم مانند داستان «الگمارک و المکوس» و «لاک قرمز» هم به همان شکل مضمون دوم ناپخته مانده است. آل احمد خیلی زود به دام شعارزدگی میافتد و این ضعف اصلی اوست. در این کتاب از این دست شعارزدگی خیلی کم داریم اما ناپختگی روایت در کار او مشهود است. شاید در میان کارهای جلال، پنج داستان پختهترین اثر داستان کوتاه باشد.  ۰۱/۰۷/۰۴ ۰ ۰ محمدصادق رسولی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 1:01

این کتاب که ظاهراً ادامهٔ چند جلد دیگر است، مجموعهای است از چند شعر کوتاه بیوزن به همراه نقد و نظر یکصفحهای حمیدرضا شکارسری. ذکر دو نکته را لازم میبینم: نخست دست خالی شعر معاصر ما که بسیار دردناک است وقتی میبینیم شعر امروز تا این حد کممایه است. دوم این که در روزگار شبکههای اجتماعی و وبلاگ و مجلات آنلاین، جایگاه چنین نوشتههایی را به عنوان کتاب نمیفهمم. البته تلاش شکارسری قابل تمجید است که مجدانه چنین مجموعهای را فراهم آورده و بخشهای زیبای شعرها را از این همه مجموعهٔ نحیف شعر امروز استخراج کرده است.  ۰۱/۰۷/۰۴ ۱ ۰ محمدصادق رسولی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 1:01

مردگان باغ سبز به خاطر همزمانی با سال ۸۸ دچار مشکلاتی در نشر شده بود. ظاهراً باغ سبزی که نویسنده مراد میکرده را ممیزیچی فهم نکرده است. این رمان را حدوداً ۹ سال پیش خواندم و قاعدتاً جزئیات زیادی از آن در خاطرم نیست؛ خاصه آن که کتاب را از کتابخانهٔ دانشگاه کلمبیا امانت گرفته بودم و الان در دسترسم نیست. مگر آن که در آن اندکی رئالیسم جادویی وجود دارد، از عمد متن داستان به گونهای است که پنداری بایرامی آن را از آذری ترجمه کرده است و مهمتر از همه در مورد واقعهای تاریخی در زمان نخستوزیری قوام است. این رمان تصویری دردناک از اتفاقات تجزیهطلبان آذربایجانی مشهور به فرقهٔ پیشهوری در زمان پهلوی دوم است. شاید دردناکترین صحنهٔ این داستان وقتی باشد که یکی از تجزیهطلبها که سودای وفای عهد بیگانه در دل داشت، وقتی فضا برایش روشن شد، جنون گرفت و به خروش رود ارس نگریست و قهقهه زد. ۰۱/۰۷/۰۷ ۲ ۱ محمدصادق رسولی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 1:01

صفحه بندی